تبليغاتX
? بدون شرح



بدون شرح




یکشنبه دوازدهم آذر 1385 @ 11:24 بعد از ظهر امضای شخصی

امضای شخصی

همه ی آدمها یه امضای شخصی دارن ، مثال امضای شخصی یه گل فروش می تونه این باشه که وقتی  داره به مشتری گل می فروشه بگه:"روز خوبی داشته باشین"

امضای شخصی یه معلم می تونه لبخندی باشه که روی چهره ی مهربون و در عین حال جدی اش نقش می بندد.

آدمهای  زندگی من هم هر کدومشون امضای شخصی خودشون رو دارن ، ساده ، منحصر به فرد و دوست داشتنی :

امضای پدرم ، تعهد باور نکردنی اش نسبت به خانواده است. راحتی و شادی خانواده رو به تموم کارها و خوشی های شخصی خودش ترجیح می ده.

امضای شخصی مادرم، هر روز دعا کردنش پشت سر ماست و بوسه ای که به آدم یه دنیا انرژی مثبت می ده

امضای خواهرم ، با خنده گفتن کرکودیل به منه ، اونم وقتی که حسابی سه کردم.

امضای شخصی برادرم، از خود گذشتگی اونه و اینکه با وجود خستگی فراوون همراه من میاد سینما اونم  فیلمی که بدش میاد !!!

راستی امضای شخصی تو چیه ؟؟؟   

                                    

 

 

?ندا |  لينك ثابت | 

چهارشنبه یکم آذر 1385 @ 11:44 بعد از ظهر آزمون

 

اگر می خواین بدونین که چقدر به وقت خودتون اهمیت می دین به پرسش ها جواب بده

1-وقتی دیر به محل ملاقات می رسم ناراحت می شوم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

2-وقتی فراموش می کنم ساعت ببندم ناراحت می شوم

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

3-برایم سخت است که زمان بگذرد و من هیچ کاری صورت ندهم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

4-از اینکه انتظار بکشم ناراحت می شوم

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

5-به تاخیر انداختن کاری که باید بکنم برایم ناراحت کننده است.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

 

6-فهرست کارهایی را که باید انجام دهم تهیه می کنم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

7-به موقع در محل حاضر می شوم و به ضرب الاجل هایی که به دیگران مربوط می شود بها می دهم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

8-از اینکه در زمانهای کوتاه کارهای زیادی انجام می دهم لذت می برم

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

9-وقتی برایم چند ساعتی فرصت باقی مانده به این فکر می کنم که چگونه می توانم کارهایم را انجام دهم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

10اگر فکر کنم باید مدت طولانی منتظر بمانم مطلبی را برای خواندن برمی دارم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

11-دوست دارم برای هر کاری زمانی را در نظربگیرم

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

12-کارهای در دست اقدامم را در دفترچه ای یادداشت می کنم.

الف.به ندرت یا خیلی کم

ب.گاهی اوقات یا تا اندازه ای

ج.اغلب یا خیلی زیاد

 

 

می تونین جوابارو در ادامه ببینین

 

 

 

?ندا |  لينك ثابت | 

چهارشنبه یکم آذر 1385 @ 8:4 قبل از ظهر به من بگو !!!

به من بگو !!! مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود.ساکی مدام به پدرومادرش اصرار می کرد که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند پدر و مادر ساکی می ترسیدند،ساکی هم مثل بیشتر بچه ها ی چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند.این بود که همیشه جوابشان "نه" بوداما در رفتار ساکی هیچ نشانه ای از حسادت دیده نمی شد،با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با اوروز به روز بیشتر می شد.بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند. ساکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست اما لای در بازمانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنندو بشنوند. آنها ساکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکش رفت ، صورتش را بوسید و به آرامی به او گفت: "نی نی کوچولو، به من بگو خدا چه جوریه؟ آخه کم کم داره یادم میره!!! "

 

?ندا |  لينك ثابت |