![]() ![]() ![]() |
بدون شرح |
بعد از این همه مدت بازم اومدم !
امیدوارم خوشتون بیاد !!!

محبت
لئوبوسکالیا نویسنده و سخنران معروف، در مسابقه ی انتخاب کودکی که بیشترین اهمیت را برای انسانهای اطراف خود قایل می شود به عنوان داور انتخاب شد ، در پایان یک پسر بچه چهار ساله برگزیده شد. همسایه پسرک، پیرمردی بود که چند روزی بیشتر از مرگ همسرش نمی گذشت . بچه ی کوچک وقتی چهره ی غمگین و افسرده ی پیرمرد را می بیند به حیاط خانه ی او می رود و بدون هیچ صحبتی دستان او را در دست خود می گیرد . وقتی به خانه بر می گردد مادرش از او می پرسد برای پیرمرد دلشکسته چه کردی؟
پسرک جواب می دهد : هیچ، من فقط کمک کردم تا بتواند گریه کند و غمش را بروز بدهد. بعد او را از ته دل در آغوش گرفتم تا میزان محبت در خونش به سطح عادی برسد.